تبليغاتX
روزنوشتهای میلاد زمانی - کریس دی برگ Chris de Burgh

روزنوشتهای میلاد زمانی

این وبلاگ به هدف مبادله معلومات گشوده شده است...

کریس دی برگ Chris de Burgh

سلام،

من یه چند تا خواننده مورد علاقه دارم که واقعا سهم بسزایی در رشد فکری من داشته آثارشون در مقاطع محتلف زندگیم. در راس همشون که الویس پریسلیه و بعد خواننده هایی مثل فرانک سیناترا، دین مارتین، گروه اسکورپیونز و دو سه تای دیگه هستن. اما کریس دی برگ این وسط، به استثنای الویس، یه چیز دیگست. اگه با الویس بزرگ شدم، اما با کریس دی برگ فهمیدن رو آغاز کردم، اولین اشکهام رو بخاطر اشعارش و ملودیهاش ریختم و از همه مهمتر عشق ورزیدنم قالب درست خودش رو پیدا کرد. امشب می خوام از زندگی کریس بگم، هرچند می دونم خیلی هاتون از من بیشتر می دونید، اما بازم پستش می کنم شاید بعضیا هنوز این مرد رو درست نشناسن (هرچند که کلمات من قاصر تر از این حرفاست)

    

کریس دی برگ (به انگلیسی  Chris de Burgh) خواننده مشهور ایرلندی موسیقی پاپ و راک است. وی در ۲۳ مهر ۱۳۲۷ (۱۵ اکتبر ۱۹۴۸) در شهر پرگامینو در کشور آرژانتین متولد شد.

 

زندگینامه

کریستوفر جان دیویسون ملقب به کریس دی برگ در در ۲۳ مهر ۱۳۲۷ (۱۵ اکتبر ۱۹۴۸) در آرژانتین متولد شد. پدرش «چارلز دیویسون» دیپلمات بریتانیایی و مادرش «ماوی امیلی دی برگ» منشی ایرلندی بود. کودکی کریس دی برگ به خاطر شغل دیپلماتیک پدر به مسافرت و کسب تجربه در این راه گذشت و به این خاطر در کشورهای مختلفی مثل مالت، نیجریه و زئیر بزرگ شد. هنگامی که ۱۲ ساله بود خانواده‌اش به Emerald Isle در ایرلند رفتند، جایی که هنوز هم کریس دی برگ با همسرش دایان و سه فرزندش رزانا، هوبی و مایکل زندگی می‌کند.

 

در سال ۱۹۶۰ پدرش یک قلعه قدیمی به نام بارگی کاسل خرید که در قرن ۱۲ ساخته شده بود. بعد از اینکه قلعه دوباره توسط خانواده دیویسون بازسازی شد، آنها آنجا را به یک هتل خانوادگی برای تعطیلات تبدیل کردند. کریس اولین کنسرتهایش را در این قلعه اجرا می‌کرد و بعد از ظهر‌ها برای میهمانان گیتار می‌نواخت. کریس نواختن گیتار را با روش سعی و خطا، یعنی بدون هیچ نت از پیش نوشته شده‌ای یاد گرفت.

 

کریس زبان انگلیسی و فرانسه را در کالج معروف ترینیتی در شهر دوبلین آموخت. هنگامی که وی مشغول تحصیل در کالج ترینیتی بود شروع به نوشتن آهنگهای پاپ کرد. در سال ۱۹۷۱ کریس برای پیدا کردن یک شغل در موسیقی به لندن سفر کرد. در یک رستوران و آرایشگاه به عنوان خواننده شروع به کار کرد و از طرف یکی از دوستانش که به تازگی رستورانی به نام Captain Americas در دوبلین تأسیس کرده بود پیشنهاد کار دریافت کرد و برای میهمانانی که مشغول صرف غذا بودند موسیقی می‌نواخت.

 

در سال ۱۹۷۴ کریس با کمپانی M&A قراداد امضاء کرد و گروه سوپر ترمپ را در تور جدیدترین آلبومشان به نام Crime of the Century همراهی کرد. در این زمان بود که نامش را به کریس دی برگ تغییر داد و در سال ۱۹۷۵ آماده انتشار اولین آلبومش به نام Far Beyond These Castle Walls (در دوردستها، آن سوی دیوارهای قلعه) شد.

 

اولین موفقیت بین المللی کریس در سال ۱۹۷۵ با آهنگ Turning Round که بعدها به اسم  Flyingتغییر نام داد رقم خورد. این آهنگ برای ۱۷ هفته در صدر جدول بهترین‌ها در برزیل قرار گرفت و بیش از نیم میلیون نسخه از آن به فروش رفت. آلبوم بعدی کریس دی برگ به نام Spanish Train & Other Stories (قطار اسپانیایی و دیگر داستانها) آهنگی به نام A Spaceman Came Travelling (مردی از فضا به سفر آمده است) داشت که در انگلستان جزو بهترین آهنگ‌های کریسمس شناخته شد. ولی موفقیت واقعی این آلبوم آهنگی به نام Patricia the Stripper  (پاتریشیای استریپر) است که هنوز هم درخواست اجرای آن از طرف تماشاچیان در کنسرت‌های کنونی کریس وجود دارد.

 

در سال ۱۹۸۴ کریس هشتمین آلبومش را به نام Man On The Line (انسان در صف) منتشر کرد. این آلبوم شامل یکی از معروفترین آهنگ‌های کریس به نام High On Emotion (در اوج احساسات) است که در آن زمان در ده کشور اروپایی به عنوان بهترین آهنگ شناخته شد.

 

در سال ۱۹۸۶ آلبوم Into the Light (درون روشنایی) را که آهنگی به نام The Lady In Red (بانوی سرخ پوش) داشت منتشر کرد. این آهنگ در سراسر دنیا باعث شهرت کریس شد و در انگلستان و ۲۴ کشور دیگر به عنوان بهترین آهنگ شناخته شد ولی در آمریکا رتبه دوم را کسب کرد. آلبوم Into The light در آفریقای جنوبی، نروژ، سویس و انگلستان جایزه پلاتینیوم دریافت کرد. در آمریکا، زلاندنو، دانمارک و بلژیک هم جایزه طلایی گرفت. این آلبوم شامل آهنگ Say Goodbye To It All (به همه چیز بدرود بگو)  است که ادامه ترانه Borderline (خط مرزی) از آلبوم The Getaway (فرار) سال ۱۹۸۲ است.

 

آلبوم بعدی کریس دی برگ به نام Flying Colors (رنگهای پرنده) در سال ۱۹۸۸ منتشر شد. این آلبوم همچنین پر فروش ترین آلبوم کریس دی برگ تا به حال بوده‌است. در طول ۲۸ سال فعالیت، کریس دی برگ بیش از ۲۰۰ جایزه طلایی و پلاتینیوم دریافت کرده‌است. حتی برخی از سیاستمداران و افراد مشهور از طرفداران موسیقی کریس دی برگ میباشند. کریس دی برگ در سراسر دنیا از اروپا (آلمان، انگلستان، ایرلند، ...) و آسیا (ایران، ژاپن، لبنان، ...) تا آمریکای شمالی (کانادا) و آمریکای جنوبی (آرژانتین، برزیل، ...) محبو بیت دارد.

 

کریس دی برگ تورها و کنسرتهای زیادی در سراسر دنیا از جمله در آلمان، انگلستان، ایرلند، ژاپن، لبنان، کانادا، آفریقای جنوبی، اروپای شرقی، اروپای مرکزی و خاور دور اجرا کرده‌است که بسیاری از آنها سریعاً به فروش رفته‌است.

 

 

کریس دی‌برگ در تهران

وی در خرداد سال ۱۳۸۷ سفری به تهران داشت. او در یک مصاحبه خبری گفت میل دارد آهنگی با نام شب‌های تهران برای این شهر بسازد. کریس همچنین افزود از زمان کودکی سفر به ایران همواره یکی از آرزوهایش بوده است. این سفر به منظور آماده سازی جهت برگزاری کنسرت وی در ایران انجام شد‌ه‌است.

 

در بهار سال ۱۳۸۷ نخستین آهنگ مشترک او و گروه آریان در تهران منتشر شد. این آهنگ که بر پایه آهنگ  The Word I Love You (واژه دوستت دارم) از ساخته‌های کریس دی برگ تنظیم شده در واقع اجرای جدیدی از آهنگ فوق است که بعضی از قسمت‌های آن با ترجمه فارسی توسط گروه آریان خوانده می‌شود. این آهنگ با نام «نوری تا ابدیت (دوستت دارم)» در چهارمین آلبوم آریان با عنوان "بی تو با تو" منتشر شد.

 

در ادامه ترجمه آزاد خودم از آهنگ راز گناه آلود (Guilty Secret) مربوط به آلبوم سال 2002 Timing is Everything:

I'm living with a guilty secret, deep in my heart,
Living in a guilty secret life;


با رازی گناه آلود، در اعماق قلبم زندگی می کنم؛
رازی گناه آلود که با زندگیم عجین شده است...

We meet at night, we stay out late,
and we avoid the man who makes her life so bad,
'Cos he doesn't want her, the way that I want her,
He doesn't need her the way I do;

شبها یکدیگر را ملاقات می کنیم، تا دیروقت با هم هستیم
و از مردی که زندگی اش را تلخ کرده دوری می جوییم؛
زیرا که آن مرد آنچنان که من واله اش هستم آن زن را نمی خواهد،
آن مرد آنچنان که من مجتاجش هستم نیازمند آن زن نیست


The phone is hot with whispered words,
And when we can't speak we have textual delight,
'Cos he doesn't need her, the way that I need her,
He doesn't love her the way I do;

تلفن گرم نجوای عاشقانه ماست
و آنگاه که عرصه برای صحبت (نیز) بر ما تنگ می شود، محظوظ نوشتن واژگان (سرشار از عشق خویش) می گردیم؛
زیرا که آن مرد آنچنان که من محتاجش هستم او را طلب نمی کند،
آن مرد آنچنان که من عاشقش هستم عاشق او نیست


We're living with a guilty secret deep in our hearts,
Living in a guilty secret life,
And anytime I want to see her,
Just have to dream, I love her;

با رازی گناه آلود، در اعماق قلبم زندگی می کنم؛
رازی گناه آلود که با زندگیم عجین شده است؛
و هرگاه که تمنای دیدنش را داشته باشم
تنها می توانم در رویاهایم به وی دست یازم، (آه که) دوستش می دارم


Oh it's alright, 'cos we've got time
- A good thing's worth waiting for -
And it's my life and I can say that
She's mine, mine, mine;

به همین نیز بسنده می کنم، زیرا زمان با من است
" و چنین لعبتی ارزش صبرکردن را دارد"
و (اگر) این زندگی من است، آنگاه می توانم فریاد برآورم
که او از آن من است، مال من است، مال من است   


There was a time, he was my friend,
But now the way he treats that woman is the end,
And she doesn't love him, the way that she loves me,
She doesn't want him anymore;

(از آن مرد برایتان بگویم) دیر زمانی پیش نبود، که او رفیق من بود
اما آنگونه که او با آن زن تا کرده خط پایانی بر این رفاقت کشیده است؛
و آن زن، آنگونه که مرا عاشق است، این مرد را دوست ندارد
آن زن، دیگر آن مرد را نمی خواهد.


We're living with a guilty secret deep in our hearts,
Living in a guilty secret life, and anytime I want to see her,
Just have to dream, I love her, I really love her,
Oh it's alright, 'cos we've got time - a good thing's worth
Waiting for - and it's my life, and nobody knows that
She's mine, mine, mine;

با رازی گناه آلود، در اعماق قلبم زندگی می کنم؛
رازی گناه آلود که با زندگیم عجین شده است؛
و هرگاه که تمنای دیدنش را داشته باشم
تنها می توانم در رویاهایم به وی دست یازم، دوستش می دارم، صادقانه دوستش می دارم
به همین نیز بسنده می کنم، زیرا زمان با من است
" و چنین لعبتی ارزش صبرکردن را دارد"
و اگر این زندگی من است، آنگاه می توانم فریاد برآورم
که او از آن من است، مال من است، مال من است   


We're living with a guilty secret, deep in our hearts,
Living in a guilty secret life,
Mmm, living with a guilty secret, deep in our hearts,
Living in a guilty secret life,
Living with a guilty secret, deep in our hearts,
Living in a guilty secret life,
We meet at night - guilty secret,
We stay out late - guilty secret,
The phone is hot - guilty secret,
Whispered words - guilty secret,
Mmm, living with a guilty secret, deep in our hearts,
Living in a guilty secret life.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/05/20ساعت 9:55 PM  توسط Milad Zamani  |