تبليغاتX
روزنوشتهای میلاد زمانی

روزنوشتهای میلاد زمانی

این وبلاگ به هدف مبادله معلومات گشوده شده است...

هنوز دوستت دارم Still Loving You

سلام،

نمی دونم چرا همون شب که راجع به اسکورپیونز نوشتم این ترانه رو براتون ننوشتم. اما الانم دیر نیست برای نوشتن راجع به یه شاهکار، شاهکاری در اوج سادگی:

ترانه Still Loving You (هنوز دوستت دارم) بی گمان شاهکار جاودانه گروه اسکورپیونز و ترانه ممیزه (امضای) این گروه بشمار می رود. این ترانه در قالب "غزل قوی" (Power Ballad - واژه ای که بصورت محاوره ای جهت تعریف سبک خاص موسیقی اجراشده (اما نه لزوما نگاشته شده) توسط یک گروه راک، هارد راک، و یا هوی متال بکار می رود.این سبک دارای ریتم آهسته ترو واژگان غنی تر و بیشتر بوده و استفاده از گیتار آکوستیک نسبت به گیتار الکتریک در آن متداول تر است. پرکاشن و بیس (Bass) در آن تخفیف یافته (به استثنای اوج احساسی ترانه یا همان Crescendo ) و محتوی (اما نه محدود به) مفاهیم عشق، احتیاج، شکستها و خسرانهای عاطفی است. عموماً Power Ballad ها با امضا و آهنگ ممیزه گروه مجری خود بدل می گردند - میلاد) توسط کلاز ماین و رودلف شنکر نگاشته شده است و در آلبوم سال ۱۹۸۴ آنان با عنوان Love at First Sting (عشق در اولین گزش) منتشر گردید. این ترانه دومین و واپسین تک ترانه (Single) این گروه می باشد که به ردیف ۶۴ جدول ۱۰۰ موسیقی داغ و عاطفی جهان دست یافته است. بی شک این اثر بهترین اجرای این گروه می باشد که بعنوان سرود بین المللی راک در جهان مطرح گردیده است. این تک ترانه تنها در فرانسه به رکورد فروش ۷/۱ میلیون کپی دست یافت، و پس از ترانه های الویس پریسلی و بیتلز، بار دیگر موجی از احساسات عاطفی را در سراسر اروپا به راه انداخت.

 

علی رغم ترکیب کاملا عاطفی و عاشقانه کلمات، بسیار محتمل است که منظور ترانه سرا از این اثر اشاره به آن سوی دیوار برلین، تمنای اتحاد مجدد مردمان دو سوی دیوار و دیدارعاشقان جدا افتاده در دو آلمان باشد. آنجا که می سراید: "عشق، و تنها عشق می تواند این دیوار را روزی ویران سازد"...

 

توجه شما رو به ترجمه آزاد خودم از این ترانه جلب می کنم:

 

Time, it needs time

To win back your love again

I will be there, I will be there

Love, only love

Can bring back your love someday

I will be there, I will be there

 

زمان، تنها با گذر زمان است

که تو باز عشقت را به دست می آوری

من آنجا خواهم بود، من آنجا خواهم بود

عشق و تنها عشق

می تواند عشق را به تو باز پس دهد  

من آنجا خواهم بود، من آنجا خواهم بود

 

 

I’ll fight, babe, I’ll fight

To win back your love again

I will be there, I will be there

Love, only love

Can break down the wall someday

I will be there, I will be there

 

من خواهم جنگید محبوب من، خواهم جنگید

تا دو باره عشق تو را باز ستانم

من آنجا خواهم بود، من آنجا خواهم بود

عشق و تنها عشق

می تواند این دیوار را روزی ویران سازد

من آنجا خواهم بود، من آنجا خواهم بود

 

If we’d go again

All the way from the start

I would try to change

The things that killed our love

Your pride has built a wall, so strong

That I can’t get through

Is there really no chance

To start once again

I’m loving you

 

اگر (قادرمی بودیم) که این راه را بار دیگر طی کنیم

آنگاه می کوشیدم به عوض کردن آن چیز که عشق را در بین ما کشت

غرور تو دیواری ساخته است، بس مستحکم

که مرا یارای گذار از میان آن نیست

آیا دیگر مرا فرصتی نیست؟

که آغازی دوباره را (با تو) تجربه کنم

من (که) عاشقانه دوستت دارم   

 

Try, baby try

To trust in my love again

I will be there, I will be there

Love, our love

Just shouldn’t be thrown away

I will be there, I will be there

 

بکوش، نازنینم، بکوش

تا بار دیگر به عشق من ایمان آوری

من آنجا خواهم بود، من آنجا خواهم بود

عشق و تنها عشق است

که بسادگی نباید به گوشه ای دور انداخته شود

من آنجا خواهم بود، من آنجا خواهم بود

 

If wed go again

All the way from the start

I would try to change

The things that killed our love

Your pride has built a wall, so strong

That I can’t get through

Is there really no chance

To start once again

 

اگر (قادرمی بودیم) که این راه را بار دیگر طی کنیم

آنگاه می کوشیدم به عوض کردن آن چیز که عشق را در بین ما کشت

غرور تو دیواری ساخته است، بس مستحکم

که مرا یارای گذار از میان آن نیست

آیا مرا دیگر فرصتی نیست؟

که آغازی دوباره را (با تو) تجربه کنم

 

If wed go again

All the way from the start

I would try to change

The things that killed our love

Yes, I’ve hurt your pride, and I know

What you’ve been through

You should give me a chance

This cant be the end

I’m still loving you

I’m still loving you, I need your love

I’m still loving you        

 

اگر (قادرمی بودیم) که این راه را بار دیگر طی کنیم

آنگاه می کوشیدم به عوض کردن آن چیز که عشق را در بین ما کشت

آری، من غرور تو را جریحه دار کردم، و می دانم

که بر تو چه گذشته است

(اما) تو باید فرصت دیگری به من اعطا کنی

این نمی تواند پایان (قصه) ما باشد

من هنوزعاشقانه دوستت دارم 

هنوزعاشقانه دوستت دارم، به عشقت محتاجم

هنوزعاشقانه دوستت دارم....   

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/05/21ساعت 10:46 PM  توسط Milad Zamani  | 

عباس کیارستمی

کیارستمی در سال ۱۳۱۹ متولّد شد. او دارای لیسانس نقاشی از دانشکده هنرهای زیبا دانشگاه تهران است. عباس کیارستمی از سال ۱۳۴۰ به عنوان نقاش تبلیغاتی در «آتلیه ۷» و یکی دو مؤسسهٔ دیگر به کار طراحی جلد کتاب و آفیش پرداخت، و بعدها به «تبلی فیلم» رفت. از سال ۱۳۴۶ در «سازمان تبلیغاتی نگاره» به طراحی و ساختن تیتراژ فیلم پرداخت که نخستین آنها تیتراژ فیلم «وسوسهٔ شیطان» ساختهٔ محمد زرین دست بود. طراحی پوستر و ساخت تیتراژ فیلم‌های قیصر و رضا موتوری ساختهٔ مسعود کیمیایی را او انجام داد. مدتی بعد به دعوت فیروز شیروانلو، که مسئولیت «امور سینمایی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان» را داشت به «کانون» رفت و در سال ۱۳۴۹ فیلم کوتاه «نان و کوچه» را ساخت. در سال ۱۳۵۱ فیلم «زنگ تفریح» را ساخت و با ساخت فیلم «مسافر» در سال ۱۳۵۳ مطرح شد. او در سینمای بعد از انقلاب پایه گذار سینمایی شد که تا به حال فیلمسازان زیادی پیرو این نوع سینما، فیلم ساخته و مطرح شده‌اند. عباس کیارستمی با فیلم «طعم گیلاس» در سال ۱۹۹۷ جایزه نخل طلای جشنواره فیلم کن را هم از آن خود کرده‌است.


کیارستمی و مارتین اسکورسیزی در جشنواره فیلم مراکش

کارگردان

نان و کوچه

زنگ تفریح

مسافر (۱۳۵۳)

گزارش (۱۳۵۶)

اولی‌ها (۱۳۶۳)

خانه دوست کجاست؟ (۱۳۶۵)

مشق شب (۱۳۶۷)

کلوزآپ (۱۳۶۸)

زندگی و دیگر هیچ (۱۳۷۰)

زیر درختان زیتون (۱۳۷۲)

طعم گیلاس (۱۳۷۶)

باد ما را خواهد برد (۱۳۷۸)

آ. ب. ث. آفریقا (۱۳۷۹)

ده (۱۳۸۰)

پنج (۱۳۸۲)

بلیت (۱۳۸۳)

جاده‌ها (۱۳۸۴)

 

نویسنده

گزارش (۱۳۵۶)

اولی‌ها (۱۳۶۳)

کلید (۱۳۶۴)

خانه دوست کجاست؟ (۱۳۶۵)

کلوزآپ (۱۳۶۸)

زندگی و دیگر هیچ (۱۳۷۰)

مسافر (۱۳۷۲)

زیر درختان زیتون (۱۳۷۲)

سفر (۱۳۷۳)

بادکنک سفید (۱۳۷۳)

طعم گیلاس (۱۳۷۶)

بید و باد (۱۳۷۷)

باد ما را خواهد برد (۱۳۷۸)

طلای سرخ (۱۳۸۲)

بلیت (۱۳۸۳)

جاده‌ها (۱۳۸۴)

+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/06/19ساعت 3:29 PM  توسط Milad Zamani  |